نامه شماره ی ١

این مطلب را خطاب به رویا پردازی می نویسم که بود ولی مدتی است که دیگر نیست و این نبودن دارد آزار دهنده می شود . نوشتن این مطلب کمی پیچیده است . درست مثل داستان عجیبی که ابتدا نوشته شد، سپس سوزانده شد ولی سینه به سینه نقل شد و باقی ماند . درست از همان روز اول که آمدی فرق می کردی و تا آخرین لحظه که بودی هم تفاوتت به همان شدت قبل حس می شد. نمی دانم به خاطر زبان خاصت بود یا تفکر آسمانی ات . هر چه بود جذاب بود و مرموز . اما دست یافتنی نبود . مثل دریای سیاه و مواجی بودی که از شیرجه زدن در آن می ترسیدم . ارتباط نزدیک و دافعه ای که نسبت به هم داشتیم شورانگیز و عجیب بود . گاها در اوج بی خبری به مینیمال ترین فرم ممکن وارد می شدی ولی همین اختصار عمق داشت ، عجیب بود و مرا ساعت ها به فکر فرو می برد . خلاصه اش کنم : ای پرنده ی دریانشین، ای درخشنده در آسمان ، بیا ، درختِ بی برگِ باغ خیال ، یک هم زبان می خواهد .

🎧

Guess I’m doing fine – Beck

1 دیدگاه برای «نامه شماره ی ١»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *