On Confessions 2010 #review

انتقام ، انتقام و انتقام . این جنونِ انتقام به بی‌رحمانه‌ترین و سادیستیک‌ترین شکل ممکن در هم پیچیده با معنای زندگی ؟ در طول فیلم بارها با این سوال مواجه می‌شویم که زندگی چیست ؟ رستگاری‌ چیست ؟ با کودکانی روبرو می‌شویم که مفهوم کشتن برایشان بار منفی اخلاقی ندارد و البته ترکیب این بی‌اخلاقی با عقده‌ی ادیپ ( که شاید صرفا ابزاری برای بروز تمام و کمال یک انتقام باشد ) . هرچند زیاده روی‌هایی داشت ولی انتقامی چسبناک بود و چسبید . مونولوگ شروع فیلم بسیار گیرا و جذاب بود . داستانی چند وجهی که به زیبایی مهندسی شده بود . در انتها به این فکر فرو رفتم که آیا این انتقام به حق بود ؟ قربانیِ واقعی که بود ؟ اصلا در این دنیا چیزی به اسم قربانی وجود خارجی دارد ؟ رنگ‌های سرد فیلم ، صحنه‌های آهسته‌ی زیاد ، آینه‌های محدب بی‌شمار شما را به سفری ترسناک فرو می‌برند . روحیه انتقام جوییِ معلمی که انگار بدون نقص و در اکسترمم مطلق قرار داد و در انتها هم مثل یک پایان شکوهمند ، یک کادانس قدرتمند از این انتقام‌جوی سرد می‌بینیم . سرد بودن رنگ‌های فیلم کاملا حس یک انتقام سرد را ایجاد می‌کرد . بازی با کارکترها بسیار bold و شاید به عمد ناشیانه بود و در انتها باید گفت : موسیقی ، موسیقی و موسیقی . فضای پست‌راکی و صدای تام یورک . هرچند با تکرار قطعات اصلا ارتباط برقرار‌ نکردم و کمی آزار دهنده بود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *