همم

در این دنیای شاید‌ها چنان گیر کرده‌ام که گویی انگار راه فرارم را بسته اند و دست و پایم را نیز و هرچه و هرکه در این مسیر می‌آید شاید شگفت‌زده یا منزجر یا ترسیده شود و فراری داده شود تا جایی که مادری فرزندی را در آغوش می‌کشد و به ناگاه فرزند تبدیل به شیطانی بدقیافه می‌شود و شروع به خندیدن می‌کند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *