کفش پلاستیکی

وقتی می‌گویم که تو را می‌خواهم، تشنه‌ام و آبی را می‌جویم گوارا ، که بر تک تک ملکول‌هایم بنشیند و بخاری آرامش‌زا تولید کند . تماسی بدون فانتزی ، درست مانند یک فتیشیست که کفشی پلاستیکی را لیس می‌زند و کیف‌ می‌کند . خودِ خودت ،بی واسطه ، در اختیار من . مفعول لذت من ، صدای نهان درون ،تو را پنهان می‌کند . اما چرا اینگونه است که می‌گویند ؟ نمی‌دانم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *