خشانت

وقتی چیزی به شما آموزش می‌دهند ، ساختار منطقی کلام را می‌فهمید و در بهترین حالت چند نکته در دفترچه‌هایتان یادداشت می‌کنید ( تا شاید بعد‌ها آن‌ها را مرور کنید و به خاطر بسپارید) . ولی این اطلاعات وارد سیستم تفکر شما نمی‌شوند و دیدگاه‌های شما را وسیع و گسترده نمی‌کنند . شما بزرگترین هدفتان موفقیت در آزمون‌ها و امتحان‌هاست . شما فقط صاحب این اطلاعات می‌شوید به عنوان یک ابزار از آن‌ها استفاده می‌کنید . خلاقیت در شما مرده . پرسشگری در شما مرده . شما لقمه‌ی آماده می‌گیرید برای موفقیت در آزمون و رسیدن به سعادتِ بی معنی . نه رشد و تعالی و رهایی و یادگیری واقعی . در واقع شما از پرسشگری می‌ترسید زیرا استرس ناشی از ندانستن و ترس از عدم موفقیت در آزمون‌ها همیشه همراه شماست . شما مسیر فکری ندارید ، کنجکاو نیستید ، حوصله سر بر و اعصاب خورد کن هستید . شما خالق اطلاعات نیستید ، از اطلاعات وارد شده برای خلق ایده‌های جدید استفاده نمی‌کنید. در فرایند یادگیری مرده هستید . کاملا مرده .وقتی مطلبی را می‌خوانید جملات را مانند چیپس در دهان می‌گذارید و به چیزی که میخوانید عمیقا فکر نمی‌کنید . تناقضات درونی نویسنده را درک نمیکنید و در لحظه نویسنده را مثل یک دانای کل می‌بینید و جملات را فقط در ذهنتان کپی می‌کنید. در نهایت هم فقط قادر به بازگویی عقاید نویسنده هستید نه خلق معنای خودتان ، درک خودتان . متاسفانه اساتید هم در این سیستم رشد کرده و لکچر‌ها و کلاس‌ها نیز بر اساس این انفعال شما تنظیم شده اند. پس دوران دانشگاه و کلاس‌ها برای من صرفا عذاب و درد بود .هیچوقت درس گوش نکردم و تمرکزم روی افکار خودم بود .
***
وقتی با شما وارد مکالمه می‌شوم با یک ناوگان زبانی روبرو می‌شوم که انگار از سال‌ها قبل آماده شده برای این رویارویی کلامی. اگر در حال مناظره باشیم و تفاوت دیدگاه داشته باشیم از دیدگاه خود با تمام وجود دفاع می‌کنید . چرا که عقیده‌ی خود را جزو دارایی خود می‌بینید و از دست دادن دارایی برای شما ترسناک است .اگر بحث مناظره نباشد معمولا هدفی را پشت حرف‌هایتان مخفی می‌کنید . شاید برای به دست آوردن یک موقعیت یا شغل ، پذیرفته شدن ، مورد عشق واقع شدن ، ارضای میل جنسی ، به دست آوردن پول یا موفقیت و تعالی در یک موقعیت اجتماعی . شما در طول سال‌های رشدتان برای این مکالمات آماده شده‌اید و با استفاده از کلمات و جملاتی که در آستین دارید از طرف مقابل پذیرایی می‌کنید . شما با تجربه یاد گرفته‌اید که کدام ویژگی‌هایتان جذاب است ، از چه باید بگویید و از چه نباید بگویید . برای بعضی مکالمه ها از قبل “نقشه” می‌کشید . بعضی از شما آنقدر حرفه‌ای هستید که هرکس را که بخواهید تحت تاثیر قرار می‌دهید . شما یک روبات کوک شده هستید . لذت خلق در لحظه و تجربه در لحظه و مکالمه‌‌ی عمیق را تجربه کرده اید ؟ رها شو ، رها کن . ایگو را بکش و با من پرواز کن . مکالمه را از حالت تبادل کالا نجات بده و یک دیالوگ خلق کن که در آن خوب و بد و درست و غلط معنی ندارد . با من برقص بدون حس گناه یا برتری ، صرفا لذت ببر .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *