قرار بود بیام دانشگاه که “خود” واقعیم رو بشناسم . شخصیت واقعیمو پیدا کنم ،جواب سوالای مبهممو بگیرم ،رشد کنم . چیزی که الان هست یه چیز کاملا متفاوت ایجاد کرده.جوی روی این محیط زباله حاکم هست که من حتی نمیتونم تو محیط دانشگاهی “خود” فعلی خودم رو داشته باشم ،چه برسه به اینکه بخوام رشدش بدم . باید پشت یه نقاب پنهان شی ، تو یه قالب خاص صحبت کنی،رفتار کنی، درس بخونی و روزاتو یکی یکی بگذرونی.دلم تنگ شده واسه “خودم بودن”. دارم کم کم چیزی که الان دارم رو هم گم میکنم تو این محیط پر از ریا و دروغ .
واقعا خسته ام از این شیوه و روش . واقعا خسته ام .
کابوس
بزرگترین کابوسم اینه که بعد از مرگ مجبور باشم همه داستان مزخرفی که تا الان به سرم اومده رو دوباره ببینم .
درس بخوان !
اقا مشکل چیه دقیقاً ؟ ما سر کلاس که میریم نمیتونیم مثل بچه آدم بشینیم ، گوش فرا دهیم ، درس بیاموزیم . امید میبندیم به خوندن جزوات که خداروشکر کالیبریشن جوابگوی ما نیست . آقا چیکار کنیم ما ؟ مردیم خع ! شما نمیدونین راهش چیه ؟ چه کنم چه کار کنم ؟ دوستی میگفت سر کلاس نیا پاورپوینت و وویس استاد رو بگیر تو خونه آروم گوش کن بعدشم جزوه رو بخون اینطوری یاد میگیری ! خب برادر ارجمند من اگه حوصلم میشد این همه کار کنم که الان شیخ الشیوخ بودم ! ای بابا . . .
/پایان/
سندرم افسردگی بینشانگان
بعضی روزا هست حالت گرفته ، خرابی ، نابودی ، خودتم نمیفهمی چته . دوست داری سرتو بکوبی به دیوار ، حال و حوصله هیچکاری و هیچکس رو نداری . نوعی افسردگی نهفته که بعضی وقتا فرصت پیدا میکنه و میزنه بیرون . مثل یه ادم بیمار که تو زندانِ هر از گاهی سرشو از میله میاره بیرون فریاد میزنه . دوست دارم اسمشو بذارم “سندرم افسردگی بینشانگان” . /پایان/
دیدار با کلون // کلون بازی // شبیهسازی انسان
هروقت میرم آزمایش خون بدم ، به این فکر میکنم که یه آزمایشگاه زیرزمینی از هسته گلبولهای سفید خونم برای شبیهسازی یه انسان استفاده کنه ، خودمم نفهمم .یه آدم بسازن که کاملاً شبیه من باشه ، تک تک ژنها و DNA ی اون عینآً مشابه من باشه.فرضاً بیست سال بعد متوجه شم و بفهمم همچین اتفاقی افتاده . واکنشم چیه ؟ آیا مایل به دیدار با این آدم جدید(خودم ) خواهم بود ؟ به شخصه تصور این اتفاق یه دلهره جالبناکی در وجودم همچینی میاَفکنه .حالا بیایم یکم بازش کنیم ببینیم چه خبره ؟ ( خودمونیما )
Continue reading دیدار با کلون // کلون بازی // شبیهسازی انسان
قارچهای سیلوسایبین // مجیک ماشرومز چیست ؟
قارچهای سیلوسایبین که به قارچهای روانگردان و قارچهای جادویی magic mushrooms هم معروفند حاوی مواد ایندولیِ روانگردان هستند . حدود چهل نمونه از این قارچها تا کنون شناسایی شده ولی مهمترین آنها Psilocybe cubensis است که در بازار سیاه به عنوان ماده مخدر به فروش میرسد . سابقه استفاده از این قارچها به حدی باستانی است که حتی در نقاشیهای روی دیواره غارها هم اثر این قارچها دیده میشود . در بعضی از مراسم مذهبی افراد بومی مناطق مختلف جهان هم از این قارچها استفاده میشده . به دلیل خاصیت توهمزایی آن احتمالاً افراد استفاده کننده یک سری شهود بصری و توهمی را تجربه میکردهاند و آنها را به موجودات فرازمینی نسبت میدادند .
مشکلات موسیقی پاپ فارسی
این اواخر روزانه صدها آهنگ جدید از خوانندههای نامآشنا یا کمتر آشنا تو سبک پاپ وارد سایتهای اینترنتی میشه ، ولی اگه توجه کرده باشید هیچکدوم گیرایی نداره ، انگار یه قالب تکراری و به درد نخورد تو همه وجود داره ، من نه موسیقی دانم نه خودمو منتقد میدونم ، فقط به عنوان یه شنونده دقیق نظرمو میگم . به نظر من مشکلهایی که الان موسیقی پاپ فارسی داره باهاش دست و پنجه نرم میکنه ایناست : Continue reading مشکلات موسیقی پاپ فارسی
مشکل فنی
به خاطر یه سری مشکل فنی چند مدت نمیتونستم پست بذارم ، وقت نداشتم درستشون کنم ، الان همه چی اوکی شد ، دوباره پست میذارم
عاشقانه – هومن اژدری + متن آهنگ
یه آهنگ احساسی ، غمگین و تأثیر گذار . حتماً گوش بدید . من به شخصه با هومن اژدری خیلی حال میکنم ، به نظر من سبکش تو موزیک فارسی یونیک و خاص هست . به هر حال من خیلی با این آهنگ حال کردم .
واسه دانلود اینجا کلیک کنید . واسه متن آهنگ برید ادامه متن . Continue reading عاشقانه – هومن اژدری + متن آهنگ
خواب دیدم
آقا ما دیشب یه خواب عجیب غریب و وحشتناک دیدیم . واقعاً هیجانانگیز و آرتیستبازی بود . خلاصه جاتون خالی چقدر حال داد .
گفتم اینجا بنویسم شما هم بخونید . Continue reading خواب دیدم
موزیک
اینجا وقت کنم موزیکهایی که گوش میدم رو بررسی میکنم . به دید یه شنونده با دقت ، نه منتفد حرفه ای .
راندِوو
چقدر خوبه بعد از سه چار هفته دوستای صمیمیتو تو یه کافه کوچولو و دنج ببینی . حس جالبیه .
بیجه
بیجه / / داستان کوتاه / / نویسنده : خودم
ژوژمان در قلعه
ژوژمان در قلعه / / داستان کوتاه / / نویسنده : خودم
هذیان
گاهاً هذیان های ذهنی خودم رو تحت قالب داستان کوتاه و مقاله میذارم اینجا . در واقع گذرهایی که از ذهنم میگذرن ، مثل یه وهم یا خیال . Continue reading هذیان