نا-می-یا

اسمت چی بود؟ اَه یادم نمیاد . انگار هیچوقت نمیدونستم اسمتو . اون چشم ها . اون چشم های لعنتیت .اون چشم های کشیده و تیره. راستی چرا اینقد کبود شده چشمات؟گریه کردی ؟ نکنه معتاد شدی؟چی میزنی ؟ میدونم … میدونم ،حق میدم بهت . با بلایی که سرت اوردم مواد که خوبه ،هرکی بود خودشو میکشت . واسم عجیبه، آخه تو نامه هات مینوشتی همین زنده بودن یه لذت بزرگه . میگفتی پسر ادامه بده .تو که اینقد هوای منو داشتی چی شد اینطوری شدی؟من ضعیف شدم ،شکستم … بودی و بهت توجه نکردم . اه اون چشم ها . کابوس بیداری من ! نزدیک بودی ، نزدیک تر از خودم ، حس میکردم اگه دستمو دراز کنم میتونم گونه های لاغرتو لمس کنم .خیالم راحت بود که هستی .یادته بالاخره یه روز دستمو دراز کردم طرفت ؟ نبودی،مهو،گیج گنگ، دستم بهت نمیرسید …
***
شبایی رو که با هم گذروندیم  یادته؟ کنار خورشید رو ستاره ها نشسته بودیم ، دستت تو دستم بود ، سرتو گذاشته بودی رو شونم؟یادته از اون بالا به همه آدمای زمین میخندیدیم ؟از زندگی بی روح و حرس و طمع های کثیفشون بیزار بودیم.با چشمات بهم لبخند میزدی لب هات سرد و خشک بود . گونه های لاغرت . . .
***
چه عجب !داری میخندی!ای کاش میشد فیلم دنیا تو همین فریم قفل شه و تا ابد تو این سکانس بمونیم ، تو بخندی و من نگات کنم !خنده ی تو زیباترین قاب عکس ذهنمه .میدونی چرا متفاوته ؟ تو با چشمات میخندی ، لبات سرد و خشک . . . آخرین نامه ای رو که بهت دادم یادته؟پرسیدم چرا اینقد دور شدی ؟ چرا دیگه تحویل نمیگیری؟ گنگ و مبهم جواب دادی.عصبانی بودی از دستم؟واسم نوشته بودی شیرجه بزن تو دریای سنگی ،من کنار آتشفشان کف دریا  نشستم.نفهمیدم چی گفتی …

***
گشتم ، گشتم  تا بالاخره اینجا ،پشت این پنجره قدیمی پیدات کردم .پنجره لعنتی این همه مدت جلو چشمم بود .همش تقصیر این گرد و خاکاست . سه سانت خاک نشسته رو در و پنجره این خراب شده…ولی تو ،بازم تو! همون چشم ها ی کشیده و تیره ،لب های سرد و خشک . بیا!دلم میخواد بغلت کنم ،بذار بوی موهاتو حس کنم .بذار پیشونیت رو ببوسم .بذار لطافت پوستتو رو سختی استخون گونه ات حس کنم … این پنجره ی لعنتی ،این شیشه های قدیمی خاک گرفته . باید شیشه رو بشکونم …صبر کن ! دستمو چیکار کنم؟ اینقد خون میاد که بمیرم ! چرا داری گریه میکنی؟
***
چشمامو بستم ،دستمو دراز کردم . دیوار سنگی محو شد دستم عبور کرد .  نبودی ،محو ،گیج ،گنگ ،دستم بهت نمیرسید . . .

/پایان/

Capture

2 thoughts on “نا-می-یا”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *