نشسته بودم تو حیاط ،اومدی نشستی کنارم ، دست انداختی دور گردنم . که چی ؟ مثلا آرومم کنی؟ Continue reading چاقوی دست ساز
Category: داستان کوتاه
نا-می-یا
اسمت چی بود؟ اَه یادم نمیاد . انگار هیچوقت نمیدونستم اسمتو . اون چشم ها . اون چشم های لعنتیت .اون چشم های کشیده و تیره. Continue reading نا-می-یا
بیجه
بیجه / / داستان کوتاه / / نویسنده : خودم
ژوژمان در قلعه
ژوژمان در قلعه / / داستان کوتاه / / نویسنده : خودم