تأمل در بوث‌هال

هرگز ندانست که زندگانی اش را چطور هدایت کند.اما پریشانی و بی نظمی زندگی و مرض و عصبانیت عامل عظمت و شکفتن است. افراد ناراحت و ناسالم ،رستاخیر و تغییرات مهم را به وجود می آورند زیرا فکر در حالت سلامتی فقط استراحت می‌کند و تا زمانی که وضع و محیط و اشیاء پیرامون خرسندش سازند، نمی‌تواند انقلابی به وجود آورد. بسیاری از نوابغ تاریخ، مدام با شرایط حاکم بر جهان پیرامون در جنگ و تضاد بوده اند و در نتیجه امیال و افکار آنها در هم و بی نظم بوده و همین پدیده قدرت خلق و ایجاد معنویات متعالی و جدید را به آنها می‌داده است . از مشخصات این اشخاص دو چیز است: یکی جریان و توالی خروشان احساسات، تا به این وسیله از تهدید دائمی اسارت فرار کنند و علاقه به زندگی را تجدید نمایند. همین توالی و خروش باعث خلق و کثرت میگردد . دیگر متحرک بودن و ولگردی خود شخص است . بیشتر عصبانی ها قادر نیستند مدتی در یک محل ساکن بمانند و دائما به گردش و آوارگی می‌پردازند. نمی‌توان علیت این عمل را عصبانیت ظاهری دانست بلکه عامل اصلی آن مغز آنهاست . ولگردی شخص نماد ولگردی، عصیان ،خروش و طغیان فکر اوست . افراد عصبانی مجموعه احساسات، ذوق و تمایلاتشان مدام نیازمند تغییر است. اگر از مکانی به مکان دیگر آواره می‌گردند به خاطر آن است که احساساتشان دچار آوارگیست . آن ها یک احساس و عشق و میلی را رها کرده و به دیگری می‌پردازند. مسافرت، تغییر خانه، فرار به سوی کشور‌های دوردست و تغییر شغل و حرفه از مشخصات زندگی این قبیل عصبانی هاست . چرا که از برخورد و مواجه با پدیده های جدید ، در محل های جدید و داستان های جدید خیلی چیز‌ها کسب می‌کنند و این همان نیازمندی اصلی روح آن‌هاست

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *