Delayed puberty is defined as absence of the start of maturation at the expected time.
رشد متعالي به چه معناست ؟ آيا چيزي جز اين مجالس دو نفره ما و تفكرات ما پيرامون زير و بم هستي مي باشد ؟ آيا اين كنجكاوي هاي ما نيستند كه ما را مي سازند و ما را شكل مي دهند ؟ اصلا مزه زندگي به همين ها نيست؟
كودكان را نگاه كنيد . ببينيد كه چطور دنيا را كاوش مي كنند . همه چيز را كامل بررسي مي كنند . هيچ چيز عجيبي براي يك كودك وجود ندارد زيرا همه ي دنيا براي او جديد است . آدم ها درست روزي كه دست از اين كنجكاوي ها بر مي دارند بزرگ مي شوند و كم كم در كنار تغييرات فيزيكي بالغ خطاب مي شوند . آيا اين بلوغ به واقع نوعي خسران نيست ؟ به شخصه هنوز تن به اين رداي غبارآلود نداده ام . كودكي ام هنوز اندك نفسي مي كشد و من با تمام وجود در تلاشم آن را حفظ كنم . زيرا كه تمام وجود من كودكي ام است و اگر من كودك نباشم رسماً مرده ام . از هم بازي شدن با ديگر كودكان لذت مي برم . آري من كودكي ام هنوز تمام نشده و به اين موضوع افتخار مي كنم . هنوز راه درازي تا بلوغ مانده . يك جا ، يك روز بالاخره خسته مي شوم و تن به رخوتِ بلوغ مي دهم . و آن روز مرا مرده خطاب كنيد . حقيقت پنهان است و دل پر آشوب. درمان اين آشوب غير ممكن است چرا كه آرامش به موازات يافتن حقيقت اصيل به دست مي آيد و اين دست حقايق يا وجود ندارند يا اگر هم دارند چنان پنهانند كه دست كس بدان ها نرسد . عموم مردم بر اين باورند كه درس و دانشگاه انسان را رشد مي دهد . زهي خيال باطل چرا كه اين كلاس ها و دروس جز لكه هاي چرك منقش بر آينه هستي ات نيستند . و چه ساده لوحانه گمان مي برند كه تو در بهترين موقعيت ممكن قرار داري و چون فلان دانشگاه مي روي و فلان رشته مي خواني خوشبختيت تضمين شده است . اينان هيچ از شور ، اشتياق و دردي كه در اين سينه مي گذرد نمي دانند . كاش مي شد دنيايي ساخت كه پول نبود ، زندگي اجتماعي ساده بود و انسان ها صرفا كودك مي ماندند . چقدر كيف مي داد ميليون ها كودك شاد و خرم در كنار هم دنيا را كشف و جست و جو مي كرديم .همه اين ها را گفتم كه بگويم چقدر دلم مي گيرد وقتي در بدو ورود به خانه پدرم به جاي احترام به كودكي ام به بوي سيگار روي لباسم گير مي دهد.

